نيست‌، بحث‌هاي سده‌هاي ميانه‌، در حد بسيار زيادي نظري بود. بدون ذكر مطالبي از فعاليت‌هاي فلسفي و كلامي آنها، خواننده مشكل بتواند آن بحث‌هاي نظري بي‌پايان را دريابد. با اين حال‌، خاطرنشان مي‌كنيم كه اين كتاب تاريخ فلسفه و حتي بيش از آن تاريخ كلام نيست و توضيحات و مدارك مربوط به آنها ناقص است‌. مجموعه‌هاي عظيمي از اسناد با شرح‌ها به‌ وسيله‌ٴ فرقه‌هاي ديني و دانشگاه‌ها و مدرسه‌هاي كاتوليكي منتشر شده و مي‌شود. تجزيه و تحليل آنها خارج از توان من بوده است و براي آن تلاشي نكرده‌ام‌. با اين حال‌؛ گاه‌، مقاله‌ها يا يادنامه‌هاي جداگانه‌اي ذكر شده كه بر حسب تصادف به آنها برخورده‌ام‌، مثلاً، زماني كه موٴلفي‌ توجه و لطف كرده و نسخه‌اي از اثرش را برايم فرستاده است‌. بنابر روش معمول‌، همه‌ٴ اطلاعاتي‌ كه به هر طريق به دست آورده‌ام‌، ذكر شده است‌. خواننده بايد توجه داشته باشد، اشاره به‌ مقاله‌اي در يك مجموعه بدان معنا نيست كه همه‌ٴ مجموعه فهرست يا حتي بررسي شده است‌. مورخان فلسفه يا كلام نبايد انتظار آن را داشته باشند كه در اين‌جا، گزارش‌هايي از مهم‌ترين‌ مسئله‌هاي مورد علاقه‌شان بيابند، ولي ممكن است برحسب تصادف اطلاعاتي به دست آورند كه در كتاب‌هاي مرجع معموليشان وجود ندارد.
از مجتهدان و علماي علم كلام مسيحي رابيان‌، علماي مسلمان در همه نوع مسئله‌اي‌، و نه‌ تنها مسئله‌هاي ديني و كلامي‌، بلكه در عين حال موضوع‌هاي فلسفي‌، علمي‌، اخلاقي و اجتماعي نظرخواهي شده است‌. در مجموع‌، آنان براي چنين اظهارنظرهايي بسيار مناسب‌تر از اشخاص معروف و ممتازي بودند كه امروز، بر فراز اقيانوس اطلس پرواز مي‌كنند و طرف‌ مصاحبه‌ٴ خبرنگاران قرار مي‌گيرند. پاسخ‌ها و فتواهاي آنان اغلب آن قدر معتبر شمرده مي‌شدند كه به دقت نگهداري و بعداً، گردآوري شوند. و چنين مجموعه‌هايي ممكن است براي تاريخ‌ تفكر داراي اطلاعات ارزشمندي باشد. اين كتاب حاوي اشارات گوناگوني به آنهاست‌، ولي براي‌ تلخيص يا تحليل اين منابع تلاشي نشده است‌.
علم با جادو و خرافات بسيار متفاوت است‌، ولي در اين‌جا هم باز مشكلات مرزي وجود دارد و مردم سده‌هاي ميانه‌، با ثبات‌تر از امروزي‌ها نبودند. كساني كه در زمينه‌هايي خردگرااند، مي‌توانند در زمينه‌هاي ديگر مخالف خردگرايي باشند. ممكن است برخي خرافات را رد كنند يا بكوشند كه رد كنند و بقيه را بپذيرند. ممكن است جادو را از در بيرون بيندازند و نفهمند كه‌ جادوي بدتري از پنجره وارد مي‌شود. آيا آنها را بايد دور انداخت‌؟ آيا اخترگويي خرافات است‌؟ و اگر چنين است‌، چه مقدار از آن‌؟ آيا كل آن دور از عقل است‌؟ چنين پرسش‌هايي آن قدر در اين‌ مجلد و مجلدهاي پيشين مطرح شده است‌، كه ديگر نيازي نيست دوباره‌، بدان بپردازيم‌. بهترين‌ و بدترين ذهن‌ها در سده‌هاي ميانه‌، زير سلطه‌ٴ انديشه‌هاي اخترگويي قرار داشت‌، هرچند به‌صورت‌هاي متفاوت‌. توهمات اخترگويي پس‌از سده‌هاي ميانه‌، هم دوام يافت‌، و افسوس كه‌